سيد على تهرانى

15

ز مهر افروخته ( فارسى )

1 وَ أَيُّوبَ إِذْ نادى رَبَّهُ جدّ حضرت علّامه آية اللّه طباطبائى - رحمة اللّه عليه - از شاگردان و معاشران نزديك شيخ محمّد حسن نجفى ( صاحب جواهر الكلام ) بود و نامه‌ها و نوشته‌هاى ايشان را مىنگاشت . مجتهد بود و به علوم غريب ( رمل و جفر و . . . ) نيز احاطه داشت امّا از نعمت داشتن فرزند محروم بود . روزى هنگام تلاوت قرآن به اين آيه رسيد « وَ أَيُّوبَ إِذْ نادى رَبَّهُ : أَنِّي مَسَّنِيَ الضُّرُّ وَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ » « 1 » . با خواندن اين آيه ، دلش مىشكند و از نداشتن فرزند غمگين مىشود . همان هنگام با استفاده از علوم غريب چنين به دست مىآورد كه اگر همان زمان حاجت خود را از خداوند بخواهد ، حاجت‌روا خواهد شد . دعا مىكند و خداوند هم - پس از عمرى دراز - فرزند صالحى به او عنايت مىفرمايد . آن پسر ، پدر مرحوم علّامه طباطبائى مىشود . پدر علّامه نيز پس از تولّد او ، نام پدر خود ( يعنى جدّ علّامه ) را بر وى وى مىنهد . « 2 »

--> ( 1 ) . سورهء « انبيا » ، آيه 83 . ( 2 ) . ناگفته‌هاى عارفان ، صص 181 و 182 .